داستان زندگی یک پزشک

۱ شهریور ۱۳۹۷ | نويسنده :

به مناسبت اول شهریور زادروز بوعلی سینا و روز پزشک

✍️به قلم: دکتر محمود برفه‌ای (رادیولوژیست)

پزشک، یک انسان است مثل سایر انسانها؛ و با تمام تعلقات مادی و معنوی، آرمانها، آرزوها و نیازها و با تمام نقاط ضعف و قوت انسانی.
بیشترین تماس و ارتباط او با افراد بیمار و ناتوان و مددجوی جامعه می‌باشد. او باید دردها و الام مردم را بشنود و ببیند و آنها را درمان کند، امید دهد و به چرخه عادی زندگی برگرداند. او باید آنقدر توانمند و با روحیه و امیدوار باشد که بتواند این وظیفه را به حد مطلوب و کافی انجام دهد.او بیش از هر فرد دیگری محرم اسرار مردم است.

معمولا یک پزشک شب هنگام دیرتر از سایرین میخوابد و صبح زودتر بیدار میشود، مطلبی را مطالعه میکند و در سر کار حاضر میشود و دیرتر از سایرین به خانه باز می‌گردد. در بسیاری اوقات شب و تعطیلات نیز آنکال و کشیک بیمارستان، درمانگاه، بخش اورژانس و یا اتاق عمل است

او همه را معاینه و بررسی می‌کند ولی خودش را فراموش می‌کند.

بر خلاف سایر اقشار و اصناف، تعرفه و حق ویزیت او را دولت تعیین می‌کند. حق اعتراض ندارد که هیچ، نیمی از مطالبات او را بیمه‌ها با یکسال تاخیر (زمانی که ارزش آن به نصف تقلیل یافته) و با کسورات فراوان به وی می‌پردازند.

سوبسیدهای درمانی دولت به مردم غالبا از کارکرد و جیب پزشک پرداخت میشود ولی مردم این را نمی‌دانند.

او دیرتر از هر شغل و حرفه دیگری به ثبات شغلی و حرفه‌ای می‌رسد.

حدود ۱۲-۱۳ سال تحصیلات آکادمی پزشکی و تخصصی و دوره‌های تکمیلی و حداقل ۴-۵ سال طرح و ضریب کاری باعث می‌شود او در حوالی ۴۰ سالگی به اصطلاح آزاد شود و بتواند برای خودش محل زندگی و طبابت انتخاب کند. البته به شرطی که مراجع مربوطه پروانه های لازم را برای او صادر کنند. او دیرتر از سایرین ازدواج می‌کند و تشکیل خانواده می‌دهد. احتمال تجرد دائمی نیز در آنها بیشتر است.

بر خلاف سایر اقشار مردم انتظار دارند یک پزشک خارج از محل طبابت، در میهمانی، کوچه و خیابان و …نیز به درد دل آنها گوش دهد و آنها را درمان کند.

مردم انتظار ندارند یک پزشک خسته یا بیمار شود، اعتراض یا شکایت کند یا حتی با صدای بلند صحبت کند.

یک پزشک کمتر از سایر تحصیل کردگان خوش مشرب و اجتماعی و فان بنظر می‌رسد. چون  مطالب و دروس سنگین و پر حجم ازسالها قبل از امتحان کنکور و دوران دانشجویی به بعد فرصت و حس و حال تفریح و لذت بردن از زندگی و تعاملات اجتماعی را از او گرفته است.

لباس و پوشاک و رفتار و هزینه‌های او بیش از سایر اقشار زیر نظر و قضاوت دیگران است. او نباید نسبت به هزینه هایش اعتراضی کند و در مقابل او نباید از  بقال و میوه فروش و کسبه محل و دوست و آشنا حق ویزیت دریافت کند.

او استفاده بهینه از اوقات فراغت کوتاه و پیک‌نیک‌های کم هزینه و جمعی و ساده را بلد نیست چون به دلیل مشغله کاری و ذهنی زیاد فرصت این کارها را نداشته.

ممکن است برای خانواده‌اش رفاه مناسب و خوبی فراهم کند ولی خودش کمترین بهره را از این رفاه می‌برد، زیرا وقت و فرصت آن را ندارد.

سبک زندگی یک پزشک طوری است که او کمترین استفاده را از دوران جوانی و نوجوانی خود می‌برد. بیشتر از هر حرفه دیگری مطالعه و کار می‌کند و کمترین تفریح و سرگرمی را دارد.

در زندگی پزشکان، کار و پرداختن به بیماران، اولویت بالاتری از همه امور دیگر حتی خانواده خودش دارد. به همین دلیل معمولا  ارتباط کمی با فرزندانش دارد و به وضعیت سلامتی خود بی‌توجه است.

به دلیل مشغله زیاد و خستگی معمولا نسبت به سایر تحصیلکردگان روابط اجتماعی  کمتری دارند و به همان نسبت نیز از دید اجتماعی، حقوقی و اقتصادی محدودتری برخوردارند که یک نقطه ضعف انها به حساب می‌آید.

پزشک نیز مانند دیگران به رفاه و استراحت و مراقبت پزشکی و…. نیاز دارد.

یک فرد برای آنکه پزشک شود و پزشک بماند هزینه سنگینی از عمر و جوانی وخانواده و تفریحات و حق و حقوق خود می‌پردازد.

حداقل جا دارد مردم و جامعه بدانند پزشک نیز یک انسان است.

با تمام تعلقات مادی و معنوی، آرمانها، آرزوها و نیازها و با تمام نقاط ضعف و قوت انسانی.

ارسال شده در عمومي | نظرات (0)

گذاشتن یک پاسخ